سفارش تبلیغ
سفید کننده دندان

.:: وبلاگهایی با مطالب متنوع::.

.:: وبلاگهای دیگر نویسنده:"seyedmoharrami.persianblog.com"و"seyedmoharrami.blogsky.com" ::.

.::وبلاگی با همین نام دربلاگ اسکای::.

.:: وبلاگهایی با همین آدرس در بلاگ اسکای و پرشین بلاگ"::.

.:: وبلاگ ترا من چشم در راهم

روزی تو خواهی آمد
روزی تو خواهی آمد

آنکه در گشاده رویی برای جز نزدیکانش زیاده روی کند، حکیم نیست . [امام علی علیه السلام]


نوشته شده توسط:   سیدموسی سیدمحرمی  

مسخ ارزش ها و آینده دوشنبه 1 خرداد 91  12:36 عصر

روزگاری بر مردم خواهد آمد که محترم نشمارند جز سخن چین را ،و خوششان نیاید جز از بدکاره هرزه ،و ناتوان نگردد جز عادل.


در آن روزگار کمک به نیازمندان خسارت، و پیوند با خویشاوندان منت گذاری ،و عبادت نوعی برتری طلبی بر مردم است ،درآن زمان


حکومت با مشورت زنان، و فرماندهی خردسالان ،و تدابیر خواجگان اداره می گردد.


نهج البلاغه- حکمت 102


نظرات شما ()

نوشته شده توسط:   سیدموسی سیدمحرمی  

با پلکان حرام تا بام سعادت چهارشنبه 30 فروردین 91  4:49 صبح

گفتند حالا که «مرگ بر شاه» همه‌گیر شده؛ شعار جدید بدیم. «شاه زنازاده است، خمینی آزاده است». آشفته شده‌بود. گفت: رضاخان ازدواج کرده، این شعار حرام است. از پلکان حرام که نمی‌شود به بام سعادت حلال رسید.


***

طلبه جوان هر روز می‌رفت دبیرستانها درس انگلیسی می‌داد. پولش هم می‌شد مایه امرار معاش. می‌گفت اینطوری استقلالم بیشتره، نواقص حوزه رو بهتر می‌فهمم و با شجاعت بیشتری می‌تونم نقد کنم. بهشتی تا آخر هم با حقوق بازنشستگی آموزش و پرورش زندگی می‌کرد.

***

از بهشتی پرسید؛ روحانی هم می‌تونه تو شورای شهر بره؟ گفت: روحانی همه جا می‌تونه بره به شرط اینکه علم اون رو داشته باشد نه اینکه تکیه‌اش به علوم حوزوی باشه.گفت: صرف روحانی بودن به فرد صلاحیت ورود به هر کاری رو نمی‌ده.

***

بنی‌صدر که فرار کرد زنش رو گرفتند. زنگ زد که زن بنی‌صدر تخلفی نکرده باید زود آزاد بشه. آزادش نکردند. گفت با اختیارات خودم آزادش می‌کنم. بهشتی می‌گفت: هر یک ثانیه که در زندان باشه گناهش گردن جمهوری اسلامیه.

***

به جمع رو کرد و گفت: قدرت اجرایی و مدیریتی رجوی به درد نخست‌وزیری می‌خوره. حیف که التقاط و نفاق داره، اگر نداشت مناسب بود.تو بدترین حالت هم، انگشت می‌گذاشت روی نکات مثبت.

***

الآن بهترین موقعیته، برای کمک به پیروزی انقلاب هم هست! نیت بدی هم که نداریم. آمار شهدای 15خرداد رو بالا می‌گیم، خیلی بالا، این ننگ به رژیم هم می‌چسبه!بهشتی بدون تعلل گفت: با دروغ می‌خواهید از اسلام دفاع کنید؟ اسلام با صداقت رشد می‌کنه نه دروغ!

***

بهشتی اسم جوان رو داده بود برای شورای صدا و سیما. گفته بودند ولی این مخالف شماست، کلی علیه شما دنبال سند بوده! گفت: او جویاست و کنجکاو. چه اشکالی دارد که سندی پیدا کند و مردم رو آگاه کند.

***

همه جمع شده بودند برای جلسه. باهنر رو فرستاده بودند که بهشتی رو بیاره. اومده بود که آماده شید بریم؛ همه منتظر شمایند. بهشتی عذر خواسته بود. گفته بود جمعه متعلق به خانواده است، قرار است برویم گردش.اخم باهنر رو که دید گفت: بچه‌ها منتظرند، سلام برسونید، بگید فردا در خدمتم.

***

به قاضی دادگاه نامه زده بود که: «شنیدم وقتی به مأموریت می‌روی ساک خود را به همراهت می‌دهی. این نشانه تکبر است که حاضری دیگران را خفیف کنی.»قاضی رو توبیخ کرده بود. حساس بود، مخصوصاً به رفتار قضات...

***

مترجم ترجمه کرد؛ «هیأت کوبایی می‌خواهند با شما عکس یادگاری بگیرند». همه ایستاده بودند تو کادر جز مترجم! پرسید مگه شما نمی‌آیی؟ گفت: همه می‌دونند من توده‌ایم، برای شما بد می‌شود. خندید؛ باید شما هم باشید، دقیقاً کنار من! کادر کامل شد.

***

رفته بودند سخنرانی، منافقین هم آدم آورده‌بودند. جا نبود. بیرون شعار می‌دادند. آخر سر گفتند، حاج آقا از در پشتی بفرمایید که به خلقیها نخورید. گفت: این همه راه آمده‌اند علیه من شعار بدهند. بگذارید چند «مرگ بر بهشتی» هم در حضور من بگویند. از همان در اصلی رفت...

***

با بی‌ادبی بلند شد به توهین کردن به شریعتی. بهشتی سرخ شد و گفت: حق نداری راجع به یک مسلمان اینطور حرف بزنی.هول شدند و چند نفر حرف تو حرف آوردند که یعنی بگذریم. گفت: شریعتی که جای خود! غیر مسلمان را هم نباید با بی‌ادبی مورد انتقاد قرار بدیم.

***

اومده بودند در خانه بهشتی که یک مقام سیاسی خارجی می‌خواهد شما را ببیند. گفت: قراره به فرزندم دیکته بگویم. جمعه‌ام متعلق به خانواده است.نرفته بود. «بابا آب داد». بنویس پسر بابا!

***

صبح بود، یه اتوبوس آدم پیاده شدند جلوی خونه بهشتی. یه نگاهی و براندازی کردند و دوباره سوار شدند و رفتند. نگو دعوا شده بود، یکی گفته بود خونه بهشتی کاخه. یکی دیگه گفته بودند هشت طبقه است. راننده بهشتی‌شناس بود. همه رو آورده بود دم خونه گفته بود حالا ببینید و قضاوت کنید.

***

منبع: کتاب صد دقیقه تا بهشت/ نوشته مجید تولایی / نشر مستند


نظرات شما ()

نوشته شده توسط:   سیدموسی سیدمحرمی  

دوستت دارمها را نگه میداری برای روز مبادا! یکشنبه 28 اسفند 90  11:4 صبح

دوستت دارم‌ها را نگه می‌داری برای روز مبادا، 
دلم تنگ شده‌ها را، عاشقتم‌ها را… 
این‌ جمله‌ها را که ارزشمندند الکی خرج کسی نمی‌کنی!
باید آدمش پیدا شود!  باید همان لحظه از خودت مطمئن باشی و باید بدانی که فردا، از امروز گفتنش پشیمان نخواهی شد! 
سن تان که بالا می‌رود کلی دوستت دارم پیشت مانده، کلی دلم تنگ شده و عاشقتم مانده که خرج کسی نکرده‌ای و روی هم تلنبار شده‌اند! فرصت نداری صندوقت را خالی کنی.! صندوقت سنگین شده و نمی‌توانی با خودت بکشی‌اش…
شروع می‌کنی به خرج کردنشان! توی میهمانی اگر نگاهت کرد اگر نگاهش را دوست داشتی
توی جلسه اگر حرفی را گفت که حرف تو بود اگر استدلالی کرد که تکانت داد
در سفر اگر شوخ و شنگ بود اگر مدام به خنده‌ات انداخت و اگر منظره‌های قشنگ را نشانت داد
برای یکی یک دوستت دارم خرج می‌کنی برا ی یکی یک دلم برایت تنگ می‌شود خرج می‌کنی!
بعد می‌بینی آدم‌ها فاصله می‌گیرند متهمت می‌کنند به هیزی… به مخ‌زدن به اعتماد آدم‌ها!
سواستفاده کردن به پیری و معرکه‌گیری…
اما بگذار به سن تو برسند! بگذار صندوقچه‌شان لبریز شود آن‌‌وقت حال امروز تو را می‌فهمند بدون این‌که تو را به یاد بیاورند.

غریب است دوست داشتن. و عجیب تر از آن است دوست داشته شدن... وقتی می‌دانیم کسی با جان و دل دوستمان دارد ... و نفس‌ها و صدا و نگاهمان در روح و جانش ریشه دوانده؛ به بازیش می‌گیریم هر چه او عاشق‌تر، ما سرخوش‌تر، هر چه او دل نازک‌تر، ما بی رحم ‌تر. تقصیر از ما نیست؛ تمامیِ قصه هایِ عاشقانه، اینگونه به گوشمان خوانده شده‌اند.
دکتر شریعتی


نظرات شما ()

نوشته شده توسط:   سیدموسی سیدمحرمی  

زیاده خواهیها و گرفتاریها سه شنبه 23 اسفند 90  5:40 صبح







زن:           سحر، چون میروی در کام امواج            کند تاب مرا، هجر تو تاراج

ماهیگیر:    منم یک مرد ماهیگیر ساده                  خدا نان مرا در آب داده!

زن:          تو را دریا فروکوبیده صدبار                      ازین زیبای وحشی دست بردار

ماهیگیر:   چو می خوانندم این امواج از دور            همه عشقم، همه شوقم، همه شور

زن:         فریبش را مخور ای مرد، زین بیش           به گردابش، به طوفانش بیندیش!

ماهیگیر:  نمی ترسم نمی پرهیزم از کار               به امید تو می آیم دگر بار

زن:         اگر از جان نمی ترسی در این راه    بیاور گوهری رخشنده چون ماه     که مروارید نیکوتر ز ماهی!

ماهیگیر:  ز عشقم گوهری تابنده تر نیست            سزاوار تو زین خوش تر گهر نیست  

             ولی کن تا نباشم شرمسارت                 فروزان گوهری آرم نثارت

زنی خاموش در ساحل نشسته          به آن زیبای وحشی چشم بسته 

بر او هر روز چون سالی گذشته ست   هنوز آن مرد عاشق بر نگشته ست 

نه تنها گوهری در دام ننشست           که عشقی پاک گوهر رفت از دست


نظرات شما ()

نوشته شده توسط:   سیدموسی سیدمحرمی  

دین از نگاه جبران خلیل جبران چهارشنبه 17 اسفند 90  11:28 صبح

بسیاری از دین ها به شیشه پنجره می مانند.راستی را از پس آنها می بینیم، اما خود، ما را از راستی جدا می کنند .  


ایمان از کردار جدا نیست و عمل از پندار .  


زندگی روزانه شما پرستشگاه شما و دین شماست .آنگاه که به درون آن پای می نهید، همه هستی خویش را همراه داشته باشید .

گروهی دریای زیبای حقیقت را به درون خود نهان دارند و زلال آنرا در پیاله کوچک کلام نمی کنند.

به گرمای مهربان سینه ی آنان باشد که جان به سکوتی موزون ماوی گزیند .  


انسان فـرزانه با مشعـل دانش و حکمت، پیش رفته و راه بشریت را روشن می سازد .  


اگر به دیدار روح مرگ مشتاقید ، هم به جسم زندگی روی نمایید و دروازه های دل بدو برگشایید .

که زندگانی و مرگ ، یگانه اند ، همچنانکه رودخانه و دریا .  


اگر از دوست خود جدا شدی ، مبادا که بر جدایی اش افسرده و غمین گردی ، زیرا آنچه از وجود او در تو دوستی و مهر برانگیخته است ، ای بسا که در غیابش روشن تر و آشکارتر از دوران حضورش باشد .  


به رویاها ایمان بیاورید که دروازه های ابدیت اند .  


خداوند، درهای فراوانی ساخته که به حقیقت گشوده می شوند و آنها را برای تمام کسانی که با دست ایمان به آن می کوبند ، باز می کند.
نیکی در انسان باید آزادانه جریان و تسرِی یابد .  


همه آنچه در خلقت است ، در درون شماست و هر آنچه درون شماست ، در خلقت است.  


شاید بتوانید دست و پای مرا به غل و زنجیر کشید و یا مرا به زندانی تاریک بیافکنید ولی افکار مرا که آزاد است نمی توانید به اسارت در آورید.  


آنگاه مردم را درست می ببینی که در بلندیهای سر به آسمان کشیده حضور داشته باشی و نیز در منزلگاههای دور .


کسی که پرهیزکاری را به عنوان فاخرترین جامه اش بر تن میکند بهتر ان است که برهنه باشد


زیرا باد وخورشید سوراخی در پوست او ایجاد نخواهد کرد.



وان کس که رفتارخود را با موازین اخلاقی راه می برد پرنده ی نغمه سازش را در قفس زندانی می کندو ازادترین ترانه ها از لای میله ها و سیم ها بیرون نمی اید.


بیچاره ملتی که پر از باور است و خالی از دین.



نظرات شما ()

نوشته شده توسط:   سیدموسی سیدمحرمی  

انتقاد علی مطهری از حداد عادل سه شنبه 16 اسفند 90  12:1 عصر

علی مطهری گفت: زمانی که رییس جمهوری می‌گوید فلان قانون را اجرا نمی‌کنم، وقتی به سرعت به مجلس احضار شود و توضیح دهد دیگر در دفعات بعدی جرات نمی‌کند که بگوید فلان قانون را اجرا نمی‌کنم. این مساله مهمی است و نباید بگوییم که این تنها یک جلسه است و بلکه این کار خاصیت بازدارندگی دارد. البته اگر رییس جمهوری در مجلس جواب‌های قانع کننده‌ای ندهد یا اینکه بخواهد جواب‌های سربالا داده و یا حرف‌های گذشته خود را تکرار کند که فلان قانون را اصلا قانون نمی‌دانم و اجرا نمی‌کنم، احتمال اینکه نمایندگان مجلس هشتم بحث استیضاح رییس جمهور را در دستور کار خود قرار دهند، وجود دارد البته راه ارجاع این موضوع به قوه قضاییه نیز باز است.

متن کامل گفت‌وگوی علی مطهری با ایلنا در مورد اختلافات اصولگرایان در انتخابات مجلس نهم و طرح سوال از احمدی‌نژاد در پی می‌آید:

در لیست جبهه متحد اسمی از منتقدان دولت از جمله شما و آقایان کاتوزیان و عباسپور نیست. ارزیابی شما از این مسئله چیست؟ از سوی دیگر شنیده شده که شما برای حضور در لیست جبهه متحد رای لازم را هم داشتید، اما آقای حداد عادل از حضور شما در لیست جلوگیری کرده. شما صحبتی در این مورد با آقای حداد عادل داشتید؟ علت را جویا شدید؟ چقدر اهمیت می‌دادید که نام شما هم در این لیست وجود داشته باشد؟

درست است و من رای کافی برای حضور در لیست جبهه متحد اصولگرایان را داشتم و اطلاع دقیق دارم که از میان 12 رای 7 رای مثبت و 5 رای منفی کسب کردم و قاعدتا باید اسم من در این لیست وجود می‌داشت، اما افرادی همچون آقای حداد عادل تلاش کردند که اسم ما در این لیست نباشد و به بهانه‌ای موضوع را به هیات داوری واگذار کردند. ظاهرا در هیات داوری هم رای گیری صورت نگرفته و با تصمیمی از پیش تعیین شده، مرا از لیست جبهه متحد حذف کردند. اما مشخصا صحبتی با مسئولین این امر نکردم و تمایلی هم ندارم در مورد اینگونه مسائل صحبت کنم.

حضور در لیست جبهه متحد چقدر برای شما اهمیت داشت؟

برای من زیاد مهم نبود که در این لیست حضور داشته باشم.

برخی افراد معتقد بودند که آقای حداد عادل با علم به اینکه میزان محبوبیت شما در شهر تهران بیشت‌تر از خودش است مانع از حضور شما در این لیست شد تا خود نفر اول در شهر تهران باشد. شما این تحلیل را قبول دارید؟

اگر اینگونه بوده است یک محاسبه نادرست صورت گرفته است. هر چند که ما باید خوش بین باشیم و لابد آن‌ها برخی نظرات ما را قبول ندارند همانطور که ما برخی از نظرات آن‌ها را قبول نداریم. البته از نظر من عامل اصلی این بود که فکر می‌کردند اگر اسم امثال بنده در لیست جبهه متحد قرار بگیرد، اقبال قشر متدین و حزب الهی به این لیست کم خواهد شد، حال آنکه من نظر دیگری دارم و معتقدم که در همین قشر متدین طرفداران ما کم نیستند و از این افراطی گری‌هایی که صورت می‌گیرد ابراز ناراحتی می‌کنند. من از برخوردهای که در اجتماعات عمومی دارم شاهد این مسئله هستم و به عنوان مثال در نماز جمعه، هیات‌های مذهبی و راه پیمایی‌های 22 بهمن که حضور می‌یابم احساس می‌کنم که اقبال خوبی به گفتمان و تفکر ما در همین قشر حزب الهی و متدین وجود دارد. البته عده قلیلی تحت تاثیر تبلیغات برخی سایت‌ها و روزنامه‌ها، ممکن است نگاه منفی به ما داشته باشند اما در‌‌ همان قشر متدین هم اکثرا طرفدار ما هستند.

این اعتقاد وجود دارد که درحال حاضر آقای حداد عادل در حال تلاش و رایزنی برای ریاست مچلس نهم است. شما شانس وی را تا چه اندازه برای ریاست مجلس نهم بالا می‌دانید؟ از سوی دیگر به نظر شما بین مجلس هفتم و هشتم، کدامیک از مجالس عملکرد قوی‌تری داشته‌اند؟

البته ما نمی‌توانیم به نیت افراد بپردازیم و در مورد آن قضاوت کنیم اما اگر واقعا چنین موضوعی وجود داشته باشد که قصد برنامه‌ریزی داشته باشند تا آقای الف رییس مجلس شود یا اینکه نامزدهای انتخاباتی را بگونه‌ای بچینینم که در انتخاب رییس جمهور بعدی هم موثر باشد و مجلس سکوی پرشی برای انتخابات ریاست جمهوری بعدی باشد، نوعی خیانت به مردم است و ما به جای اینکه دنبال مجلس قوی و اصلح باشیم تا بهترین‌ها وارد مجلس شوند، دنبال این رفته‌ایم که تنها طرفداران و حامیان ما به مجلس راه یابند که این کار یک خیانت به مردم است. ما نباید به این فکر باشیم که رییس مجلس نهم چه کسی خواهد بود و ما باید ذهن خود را بر روی این مسئله متمرکز کنیم که بهترین‌ها کاندیدا شوند و اصلح‌ها انتخاب شوند تا مجلس قوی و کارآمدی داشته باشیم.
لینک مطلب در سایت تابناک


ادامه مطلب...


نظرات شما ()

نوشته شده توسط:   سیدموسی سیدمحرمی  

اعتراض علی مطهری به رد صلاحیت ایشان یکشنبه 25 دی 90  5:4 صبح

مجلس - علی مطهری در نامه ای به وزارت کشور نسبت به رد صلاحیتش اعتراض کرد و عدم التزامش به اسلام، قانون اساسی و ولایت فقیه را رد کرد.


به گزارش خبرآنلاین، متن کامل نامه علی مطهری به وزارت کشور به این شرح است:


بسم الله الرحمن الرحیم


هیئت اجرایی مرکز حوزه انتخابیه تهران، ری، شمیرانات و اسلام شهر


با اهداء سلام، عطف به نامه شماره 395/1/909 مورخ 19/10/90 آن هیئت، مستندات رد صلاحیت اینجانب یعنی بند 1 و 3 ماده 28 قانون انتخابات مجلس شورای اسلامی به چهار جزء تحلیل می شود که ذیلا همراه پاسخ هر یک ذکر می گردد:


1.    عدم اعتقاد به اسلام. این دلیل وارد نیست زیرا: اشهد ان لا اله الّا الله و اشهد ان محمدا رسول الله و اشهد ان علیا ولی الله.


2.    عدم التزام عملی به اسلام. این هم وارد نیست زیرا اینجانب در حد توان خود از ترک واجبات و ارتکاب محرمات اجتناب دارم.


3.    عدم وفاداری به قانون اساسی. این دلیل نیز وارد نیست مگر این که مقصود برخی اصول قانون اساسی باشد که کلا در کشور فراموش شده و وفاداری به آن وجود ندارد، مانند برخی اصول فصل سوم قانون اساسی که مشتمل بر حقوق ملت است.


4.    عدم وفاداری به اصل مترقی ولایت مطلقه فقیه. این هم وارد نیست. البته اینجانب برداشت امثال جبهه پایداری از ولایت فقیه را قبول ندارم. ولایت فقیه را همان طور که شهید آیت الله مطهری گفته اند ولایت مکتب و ایدئولوژی می دانم نه ولایت شخص، و به تعبیر آیت الله جوادی آملی ولایت فقه است و به تعبیر رهبر انقلاب «مرز التزام به ولایت فقیه احکام حکومتی است» یعنی در احکام حکومتی باید اطاعت محض باشد اما در سایر امور هر کس آزاد است که نظر خود را ابراز کند هر چند مخالف نظر رهبری باشد. در احکام حکومتی هم تا قبل از صدور حکم، هر کس مجاز است که نظر رهبری را تغییر دهد، آنچنان که شهید آیت الله مطهری در چند مورد امام خمینی (ره) را نسبت به نظر خود متقاعد کردند و امام(ره) نیز نه تنها ناراحت نمی شدند بلکه ایشان را حاصل عمر و پاره تن خویش نامیدند.


علاوه بر این، ولی فقیه، انتقادپذیر و در مقابل مردم پاسخگوست همچنان که مقام رهبری بارها به انتقادات با روی باز پاسخ داده اند و از هرگونه بت سازی و تملق و چاپلوسی بیزارند، و در تاریخ 17 مهر 86 نیز فرمودند:« البته نباید با مسئولان مبارزه و دشمنی کرد، اما این حرف به معنای انتقاد نکردن و مطالبه نکردن از مسئولان متخلف از جمله رهبری نیست، چرا که می توان در عین صفا و دوستی انتقاد هم کرد.»


بالاتر این که امیرالمومنین علی علیه السلام فرمود « از من در خفا و علن انتقاد کنید» و خود به انتقاد و حتی توهین منتقدین و معترضین با روی گشاده پاسخ می دادند.


بنابراین اینجانب به ولایت مطلقه فقیه با برداشت درست از آن وفادارم و بخشی از مشکلات کشور را ناشی از برداشت غلط برخی دوستان نادان انقلاب از این اصل مترقی می دانم. البته وفاداری و التزام عملی اینجانب به اصل ولایت فقیه به آن شدت نیست که یازده روز در مقابل حکم ابقای وزیر اطلاعات مقاومت و خانه نشینی کنم و یا بر تعبیر «بیداری انسانی» در مقابل «بیداری اسلامی» درباره نهضتهای اجتماعی منطقه اصرار بورزم.


به هر حال این روش هیئت اجرایی که ظاهرا برخی اعضای آن به جای آنکه معتمدان مردم باشند معتمدان دولت هستند یادآور نوع برخورد کلیسای کاتولیک در قرون وسطی با مردم است که منجر به رویگردانی مردم اروپا از دین و ایمان شد و این رویگردانی همچنان ادامه دارد.


با تقدیم احترام


علی مطهری




نظرات شما ()

نوشته شده توسط:   سیدموسی سیدمحرمی  

مفهوم شجاعت واقعی در گفتارحجت الاسلام والمسلمین سیدحسن خمینی چهارشنبه 16 آذر 90  4:12 صبح

هزینه شجاعت شما نباید از جیب دیگران باشد. نباید شما حرف بزنید و هزینه‌اش را دیگران بدهند. این دیگر شجاعت نیست.


حجت‌الاسلام والمسلمین سیدحسن خمینی که در دیدار با اعضای انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران در حسینیه جماران سخن می‌گفت، به تبیین درس‌های عاشورا برای عصر حاضر پرداخت و اظهار کرد: عاشورا، مبادی بزرگی برای روزگارهای مختلف دارد. قهرمانان عاشورا بی‌تردید مظهر کمالات بسیاری هستند. عاشورا جلوه‌های بزرگی دارد که عشق، شجاعت، صمیمیت و اخلاق از آن جمله‌اند. ویژگی بارز سیدالشهداء(ع) در برابر دیگران، پایبندی به مبادی اخلاقی بود.
وی با اشاره به وی‍ژگی‌های هویت عاشورا، گفت: اگر بخواهیم عاشورا را تعریف کنیم، باید بگوییم، عاشورا قیامی است علیه انحراف و ظلم همراه با شجاعت و درایت.
سیدحسن خمینی ادامه داد: این‌که در جامعه آن روز چه اتفاقی می‌افتد که نوه رسول خدا به شهادت می‌رسد، به انحراف جامعه برمی‌گردد و این‌که این انحراف از چه اهمیتی برخوردار بود و آمیخته با چه مشکلاتی بود،‌ در یک کلام می‌توان گفت، عاشورا نتیجه انحراف همراه با ظلم در گونه‌های مختلف بود.
سیدحسن خمینی در ادامه گفت: اگرچه همه کارها احتمال خطر دارند و نیاز به سبک‌سنگین کردن فائده و ضرر دارند، اما گاهی وظیفه انسانی ایجاب می‌کند، انسان خطرات را بر گردن بگیرد و به خاطر زیان رسیدن به فوائد شخصی،‌ در انجام آن تردید نکند. نجات یک انسان از کشته‌شدن، شاید ضرری هم به منافع شخصی داشته باشد اما در نهایت، ستودنی خواهد بود.
وی اضافه کرد: گاهی ریسک و منفعت از جنس مادیات هستند، اما بسیاری اوقات این دو از یک جنس نیستند. شجاعت در این‌جا مفهوم پیدا می‌کند. انسان گاهی همه‌ مراحل تصور، تصدیق و شوق موکد را انجام می‌دهد اما طمع یا ترس باعث می‌شود، از انجام کار منصرف شود.

وی افزود: برخی وقت‌ها، راهزن‌‍‌هایی پیدا می‌شوند که انسان از ترس آن‌ها، می‌گوید؛ اگر این کار را انجام دهم، مصالح شخصی من از بین می‌رود. گاهی برخی افراد، سخن از مصلحت می‌گویند. باید توجه کنیم که در همه مراحل،‌ مصلحت‌سنجی، درست نیست. مصلحت در مبادی فعل، سنجیده و درست است اما بعد از مرحله نتیجه‌گیری، مصلحت‌سنجی، دخالت دادن منافع شخصی در اموری است که مصالح دینی و اخلاقی را تامین می‌کند و این دقیقا همان رابطه مصلحت و شجاعت است.
سیدحسن خمینی در ادامه شرط شجاعت را متوجه‌بودن هزینه‌ها به خود انسان و نه دیگری دانست و گفت: هزینه شجاعت شما نباید از جیب دیگران باشد. نباید شما حرف بزنید و هزینه‌اش را دیگران بدهند. این دیگر شجاعت نیست شجاعت چیزی است که شما خودتان هزینه‌اش را بپردازید. اگر قرار باشد هزینه و عدم‌النفع را دیگران پرداخت کنند، این جا شجاعت دیگر مفهومی ندارد.
یادگار امام به تبیین مصادیق سخنان خود در رخداد عاشورا پرداخت و اظهار کرد: آنچه در عاشورا اتفاق افتاد اول تصور انحراف در بن‌مایه‌های دین پیامبر بود و دوم، تصور ظلم به عنوان یک واقعیت در جامعه اسلامی. تصدیق به فایده این بود که نمی‌توان این انحراف و ظلم را تحمل کرد. در مرحله‌ بعد شوق موکد  پدید آمد و در نهایت سیدالشهداء هزینه این امر را شخصا بر گردن گرفت.

وی افزود: در آن روزگار،‌ کسی که علیه دستگاه خلافت می‌شورید لقب خارجی می‌گرفت و آبرویش می‌رفت. هزینه اول سیدالشهداء قبل از عاشورا، آبروی او بود. بعد از این هزینه نخست، هزینه‌های بسیاری داد که همه می‌دانیم که البته این هزینه‌های سنگین به معنای این نبود که عاشورا از عنصر تدبیر و درایت خالی بود. عاشورا درس بزرگ دیگری که به ما داد آن بود که هر چیزی که آمیخته با بی‌تدبیری باشد، شجاعت نیست.
سیدحسن خمینی در ادامه اظهار کرد: ما امروز با جامعه‌ای مواجه هستیم که بیش از هر زمان دیگری محتاج درس گرفتن از عاشورا است. همواره باید عاشورا را به عنوان سرچشمه حقیقت در ذهن خود داشته باشیم.
سیدحسن خمینی در ادامه با اشاره به بداخلاقی‌ها در جامعه گفت: بسیاری می‌گویند درد جامعه ما ترس است اما من فکر می‌کنم درد بزرگ جامعه ما نترسیدن است. ای کاش، درد، ترس بود. بسیاری از بداخلاقی‌ها بخاطر این است که از خدا نمی‌ترسیم و باور نداریم این جهان خدایی دارد. نترسیدن از خدا، رمز همه مشکلات اخلاقی است.


لینک مطلب در سایت اکیپ


نظرات شما ()

نوشته شده توسط:   سیدموسی سیدمحرمی  

حسین (ع) تشنه عدالت سه شنبه 15 آذر 90  5:7 صبح

حسین بیشتر از آب تشنه لبیک بود ، 


حسین (ع) تشنه  عدالت بود


  اما افسوس که به جای افکارش،


زخم های تنش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی نامیدند.


با تمام نیــــــــاز می پرسم؛ غرقه در اشک و درد: «این مرد کیست»؟ «دردش چیست»؟ این تنها وارث تاریخ انسان، وارث پرچم سرخ زمان، تنها چرا؟


هم اکنون سیمای خدایی او را خواهم دید؟ چقدر تحمل ناپذیز است دیدن این همه درد، این همه فاجعه، در یک سیما، سیمایی که تمامی رنج انسان را در سرگذشت زندگی مظلومش حکایت می کند. سیمایی که ... چه بگویم؟



مفتی اعظم اسلام او را به نام یک «خارجی عاصی بر دین الله و رافض سنت محمد» محکوم کرده و به مرگش فتوی داده است. و شمشیرها از همه سو برکشیده، و تیرها از همه جا رها، و خیمه ها آتش زده و رجاله در اندیشه غارت، و کینه ها زبانه کشیده و دشمن همه جا در کمین، و دوست بازیچه دشمن و هوا تفتیده و غربت سنگین و دشمن شوره زاری بی حاصل و شن ها داغ و تشنگی جان گزا و دجله سیاه، هار و حمله ور و فرات سرخ، مرز کین و مرگ در اشغال «خصومت جاری» و ...

 

 در پیرامونش، جز اجساد گرمی که در خون خویش خفته اند،....


تنها و آواره به هر سو می دوم، گوشه آستین این را می گیرم، دامن ردای او را می چســــبم، می پرسم، با تمام نیــــــــاز می پرسم؛ غرقه در اشک و درد: «این مرد کیست»؟ «دردش چیست»؟ این تنها وارث تاریخ انسان، وارث پرچم سرخ زمان، تنها چرا؟ چه کرده است؟ چه کشیده است؟ به من بگویید: نامش چیست؟
هیچ کس پاسخم را نمی گوید!

پیش چشمم را پرده ای از اشک پوشیده است.

"دکتر علی شریعتی"


نظرات شما ()

نوشته شده توسط:   سیدموسی سیدمحرمی  

استعفای علی مطهری و سخنان وی جمعه 13 آبان 90  5:58 صبح

گزیده نطق دکتر علی مطهری در نشست مجلس، دربررسی استعفای وی
* یکی می‌گفت در بیداری اسلامی‌ صلاح نیست از رئیس جمهور سؤال شود یا چون از خاتمی‌سؤال نشد یا چون در تحریم هستیم، سؤال به صلاح نیست. اما من هیچ ارتباط منطقی بین آنها نیافتم و یاد این شعر بی مربوط افتادم که می‌گفت: «کلنگ از آسمان افتاد و نشکست؛ وگرنه من کجا و بی وفایی»!

* با این استدلال‌ها باید نمایندگی را ببوسیم و برویم. همیشه نظام مشکل داشته و دارد و بی بی سی و صدای آمریکا هم علیه ما مطالبی منتشر می‌کنند.

* فشار خارجی از طریق تحریم‌ها همیشه هست و پایان نداد؛ اما می‌توان نتیجه گرفت که از اصلاح امور داخلی بگذریم و چشم بر تخلفات ببندیم؟ اتفاقا برای اینکه تحریم‌ها نتیجه ندهد باید مشکلات داخلی را مرتفع کنیم، همان گونه که مشی حضرت علی نیز چنین بود.

* با سؤال از رئیس جمهور چه اتفاقی قرار بود بیفتد که هیأت رئیسه و معاونان دولت، نمایندگان سؤال کننده را همچون دو تیغه قیچی تحت فشار قرار دادند تا این سؤال را پس بگیرند؟!

* قرار بود، سوالی بدون کسب رأی برگزار شود. چنین کاری حتی اگر تهران زیر بمب باران هم بود، خطری برای کشور نداشت. این روش باعث حسن تفاهم میان دولت و مجلس است.
ما رئیس?جمهور را دوست خود دانسته و با سؤال از او، قصد تحقیرش را نداشتیم بلکه موجبات پیشرفت وی را فراهم می‌آوردیم.

* به یاد دارم که با پدرم خدمت امام خمینی (ره) رسیدم و ایشان از یکی از برنامه‌های تلویزیون گفتند و گریستند که برخی می‌خواهند مطهری نباشد، اما نمی‌دانند که مطهری آنقدر بزرگ است که با این حرف‌ها وجهه وی از بین نمی‌رود. بلاتشبیه باید گفت که خراب کردن آقای احمدی نژاد با یک سوال، هم اشتباه در برداشت است. ایشان خدمات زیادی داشتند و اشتباهات زیادی.

* باید کتاب خدمت‌ها و اشتباهات احمدی نژاد به جای احمدی نژاد، معجزه هزاره سوم نوشته می‌شد.

* لاریجانی داماد ماست، ولی داماد ناخلفی است، چون در طرح سؤال همراهی نکرد. [لاریجانی هم به شوخی گفت مراقب خودتان و هم شیره‌تان باشید] اما بدانید که حتی اگر آقای لاریجانی هم رئیس جمهور بود، ما این سؤال را پیگیری می‌کردیم.

* از همه نمایندگان امضا کننده متشکرم و اگر عده‌ای از نمایندگان هم امضایشان را پس گرفته‌اند، حتما به تشویق اعضای هیأت رئیسه بوده که تصور کرده‌اند، یک خطر ملی در میان است. اما اگر پنجم تیر هیأت رئیسه این طرح را به جریان می‌انداخت، مسأله کم کردن امضاها پیش نمی‌آمد.

* بجاست از مرحوم اسلامی‌ به عنوان یکی از امضا کنندگان این سؤال یادی کنیم و علو درجات را برای او مسألت داریم.

* در این چند دقیقه باید دلایل استعفایم را مطرح کنم و احیانا مخالفان استعفا آن را رد می‌کنند و نهایتا نمایندگان تصمیم می‌گیرند.

* اولین جرقه سؤال هنگامی زده شد که آقای رئیس جمهور گفتند قانون اعطای تسهیلات مترو را اجرا نمی‌کند و بعد هم گفت، مجلس را در رأس امور نمی‌داند. ما در طرح سؤال راسخ‌تر شدیم تا اینکه بر خلاف نظر علما گفت که قانون عفاف و حجاب را رعایت نمی‌کند و بر موضعش هم تأکید کرد. مسأله دیگر این بود که قانون هدفمند کردن یارانه‌ها باید پنج ساله اجرا می‌شد اما دولت اجرای کمتر از سه ساله آن را در دستور خود قرار داد و قانون مجلس به درستی اجرا نشد.

* نظریه ترویج مکتب ایران به جای مکاتب اسلام که از سوی مشایی مطرح شده و با عتاب مراجع مواجه شد، از سوی رئیس?جمهور تأیید گشت. عوامل دیگر در سؤال از رئیس?جمهور، نحوه برکناری متکی و تشکیل وزارت ورزش پس از پنج ماه تأخیر و مقاومت یازده روزه رئیس جمهور در مقابل حکم حکومتی رهبر انقلاب بودند.

* دو منطق وجود دارد؛ یکی اینکه بگوییم گذشته‌ها گذشته و با تساهل بگذریم. منطق دوم این است که نباید در برابر استبداد دولت سکوت کرد. قدرت دولت سرکش و طغیان آور است که از نظارت متواری است و مجلس باید از حقوق خود دفاع کند، نه اینکه ثناگوی دولت باشد.

* چقدر اشتباه است، سخنان کسانی که می‌گویند ما رهبری داریم و اگر لازم باشد ایشان وارد عمل می‌شوند. اظهارات ایشان در کرمانشاه برای چندمین بار بر این موضوع خط بطلان کشید. این منطق که اگر لازم باشد، رهبری ورود می‌یابند، مرا یاد فروش تراکم در شهرداری اسبق تهران می‌اندازد که برخی می‌گفتند اگر این کار اشکال داشت، رهبری یا رئیس جمهور تذکر می‌دادند.

* برخی تصور می‌کنند که ولایت فقیه هر کاری را از گردن ما باز می‌کند، در حالی که این گونه نیست.

* سؤال از رئیس?جمهور تهیه شد، ولی به احترام اجرای قانون هدفمند کردن یارانه?ها برای به جریان انداختنش صبر کردیم. بعد هم به دلیل درخواست هیأت داوری فراکسیون اصولگرایان، صبر کردیم. در این میان، نامه?ای هم برای مقام معظم رهبری نوشتم که در آن در خصوص این سؤال توضیح دادم و گفتم که این اقدام موجب تفاهم بیشتر دولت و مجلس می‌شود و دست‌کم رئیس جمهور درمی‌یابد که به سادگی نمی‌تواند بگوید که قانونی را اجرا نمی‌کند. ما هم معتقدیم که دولت باید این چهار سال را در مسیر ریل‌گذاری مجلس گذراند.

* ظن قوی دارم که بیانات رهبر انقلاب در استان کرمانشاه، پاسخی به این نامه است که فرمودند رهبری نه می‌تواند و نه حق دارد که در امور مجلس دخالت کند؛ بنابراین، خودداری هیأت رئیسه در طرح این سؤال، ربطی به نظر رهبری ندارد. مگر آنکه نگران باشند اظهاراتی نظیر آنچه در مناظره‌های انتخاباتی مطرح شد، از تریبون مجلس مطرح شود.

* مجلس قادر به انجام کارهای بزرگ و اساسی نیست و حقیقت فدای برخی مصلحت‌ها می‌شود. مجلس با 50 درصد ظرفیت خود کار می‌کند که می‌خواهیم آن را به 90 تا 100 درصد برسانیم.

* فرضا اگر سؤال از رئیس جمهور آثار سوئی داشته باشد، هم این کار سبب می‌شود که نمایندگان در آینده با دقت بیشتری این کار را بکنند. اما اگر هیأت رئیسه مدام مانع شود، مجلس هیچ گاه رشد نمی‌کند. اقتدار مجلس منجر به پیشرفت دولت نیز خواهد باشد.

* به دوستان اصولگرا گفتم اگر در آینده یک رئیس جمهور اصلاح طلب بود و گفت که قانونی را اجرا نمی‌کند، نمی‌توانید از او سؤال کنید.

* مجلس و رهبری دو عامل مبارزه با استبداد هستند. در این میان، مجلس باید سپر رهبری شود، نه رهبری سپر مجلس، چرا که این عافیت طلبی است. اینکه برخی می‌گویند که آقا بگوید تا سؤال کنیم، بی دلیل است. چون در آن صورت، سؤال رهبری است، نه سؤال مجلس.

* متأسفانه مشغول بت‌سازی هستیم و یک فرد را آنقدر بالا می‌بریم که حتی نمی‌توان از او پرسید؛ چه آنکه می‌گوید کابینه خط قرمز من است تا کسی از مفسدین دولت سؤال نکند.

* روحیه رودربایستی و رفیق بازی در برخی ما متولیان امور کشور وجود دارد. با مصالحه اوامر الهی برپا نمی‌شود.

* استعفای اینجانب آخرین دستگیره ای است که یک نماینده می‌تواند به آن متمسک شود و پاسخی است به مردم که سؤال از رئیس جمهور به کجا انجامید. پاسخم به مردم این است: اکنون که قادر به استیفای بخشی از حقوق شما نیستم، چون سوگند خورده‌ام که به حفظ حقوق شما باشم، از این سمت استعفا می‌دهم.

* رأی نمایندگان هر چه باشد می‌پذیرم؛ چه رفتن و چه ماندن. در این سه سال و نیم اگر حق کسی را در مجلس ضایع کرده‌ام، حلالیت می‌طلبم.

* روز یکشنبه، هیأت رئیسه گفت سؤال را به کمیسیون‌ها می‌فرستد اما چنین نشد و برای همین به استعفایم اصرار کردم و این استعفا، عامل منتفی شدن طرح سؤال از رئیس?جمهور نیست و اگر سؤال کنندگان بخواهند می‌توانند این سؤال را ادامه دهند.
لینک مطلب در سایت تابناک


نظرات شما ()


لیست کل یادداشت های این وبلاگ
مسخ ارزش ها و آینده
با پلکان حرام تا بام سعادت
دوستت دارمها را نگه میداری برای روز مبادا!
زیاده خواهیها و گرفتاریها
دین از نگاه جبران خلیل جبران
انتقاد علی مطهری از حداد عادل
اعتراض علی مطهری به رد صلاحیت ایشان
مفهوم شجاعت واقعی در گفتارحجت الاسلام والمسلمین سیدحسن خمینی
حسین (ع) تشنه عدالت
استعفای علی مطهری و سخنان وی
[عناوین آرشیوشده]

دوشنبه 1 خرداد 91

امروز:   87   بازدید

دیروز:      بازدید

فهرست

[خـانه]

[ RSS ]

[شناسنامه]

[پست الکترونیــک]

[ورود به بخش مدیریت]

پیوندهای روزانه

مقالات محمد مطهری فرزند شهید مطهری [314]
پژوهشهای قرآنی [120]
مرکز جهانی اطلاع رسانی آل البیت [185]
سایت مذهبی تبیان [208]
مرکز اطلاع رسانی شهید آوینی [186]
شبکه فن آوری اطلاعات ایران [144]
پایگاه اطلاع رسانی طب مکمل [240]
پایگاه اطلاع رسانی طعام اسرار [114]
استاد شهید مطهری کتابها سخنرانیها و دست نوشته ها با امکان دانلود [152]
وب سایت شخصی اکبر اعلمی [173]
تو را من چشم در راهم [235]
روزی تو خواهی آمد. [252]
[آرشیو(12)]

آشنایی با من

روزی تو خواهی آمد
سیدموسی سیدمحرمی[257]
این وبلاگ صرفا برای دیگران نوشته نمی شود بلکه هر آنچه خود علاقمند به یادداشت آن هستم به عنوان دفتر خاطرات و ذخیره اطلاعاتی که در دفتر یادداشت و خاطرات برایم مقدور نیست می باشد لذا در وهله اول برای خودم می نویسم و اگر برای کسی قابل استفاده بود که چه بهتر.مزیت وبلاگ بر دفتر عقاید و خاطرات و... این است که در سایه اظهار نظر منتقدین کم و کاست نوشته هایم معلوم می گردد در حد امکان در صدد اصلاحشان برآیم و ....

لوگوی خودم

روزی تو خواهی آمد

اوقات شرعی

لوگوی دوستان





























لینک دوستان

عاشق آسمونی
تیشه های اشک
انا مجنون الحسین
.: شهر عشق :.
دکتر علی حاجی ستوده
دهاتی
مذهب عشق
اموزش . ترفند . مقاله . نرم افزار
نیار یعنی آرزو
ESPERANCE55
آواز یزدان
جوک
کوثر
هیچ کس نمی داند من هستم
آسمان آبی
مزار شهدا
هوادارن پارسی بلاگ

آرشیو

مطالبی در مورد کامپیوتر بهداشت و تغذیه مذهبی و ...[117] . گفتگوی ویزه خبری میرحسین موسوی موج سبز رتبه فساد بسیجی واقعی مسک . نماز . گروه مستان . همای . کنسرت دوزخیان . کاخ نیاوران . ربنا - شجریان . با یک گل بهار . همرنگ جماعت . دست کوتاه و خرما بر نخیل . عیسی به دین خود موسی.. . سد معبر . عزاداری . صدای طبل .

آرشیو

آموزش کامپیوتر [12]
مذهبی [8]
جامعه و زندگی [43]
مذهبی ( میلادها) [7]
تبریز و آثار تاریخی آن
به مناسبت یکصدمین سال تولد استاد شهریار [3]
ماه مبارک رمضان [11]
پزشکی و بهداشت و تغذیه [2]
وبلاگهای دیگر نویسنده
طب قرآنی
لطیفه ها و جوکها [3]
شهادت و وفات [10]
سیاست و اداره جامعه [11]
خاطرات [3]
ورزشی [3]
شهریور 1385
مهر 1385
پاییز 1387 [6]
تابستان 1387 [2]
بهار 1387 [2]
تابستان 1386
بهار 1386
زمستان 1385
پاییز 1385
آذر 1387 [4]
دی 1387 [5]
بهمن 1387 [13]
اسفند 1387 [19]
فروردین 1388 [4]
اردیبهشت 1388 [2]
خرداد 1388 [8]
تیر 1388 [3]
مرداد 1388 [6]
مهر 1388 [2]
آبان 1388 [6]
آذر 1388 [6]
آذر 88
دی 88
بهمن 88 [5]
فروردین 89 [2]
اردیبهشت 89
خرداد 89 [4]
مرداد 89 [3]
آذر 89 [2]
آبان 89 [2]
شهریور 89 [3]
دی 89 [3]
بهمن 89
فروردین 90 [3]
اردیبهشت 90
شهریور 90
مرداد 90

جستجوی وبلاگ من

 :جستجو

با سرعتی بی‏نظیر و باورنکردنی
متن یادداشت‏ها و پیام‏ها را بکاوید!

اشتراک

 

طراح قالب

www.parsiblog.com

تعداد   136315   بازدید