• وبلاگ : روزي تو خواهي آمد
  • يادداشت : با شكوهترين نماز جمعه تهران
  • نظرات : 0 خصوصي ، 12 عمومي
  • تسبیح دیجیتال

    نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     
    +

    اقايان که فکر مي کنيد کارتان درست است اگر فرض کنيم شما درست مي گويد. راهي که شما رفته ايد انقلابي که با خون شهيدان به دست امده را ضعيف کرده ايد .اگر منصف باشيم کشور اسيب پذير شده ودشمنان انقلاب به ما مي خندند.و مي گويند ببينيد چگونه به هم ضربه ميزنند وبه برادران خود حمله ميکنند.اسلامي که امام مي خواست اين نبود.امام مي دانست بني صدر جاسوس است اما تا اخرين لحظه به او فرصت داد .امام مي خواست ما نمونه باشيم امام هيچگاه تنروي را تايد نکرد
    + SAM_253 
    سلام!
    اعياد قربان وغدير رو محضرتون تبريک ميگم.
    و اما آقا سيد بنده براي آشنايي با شما تقريبا مطالب همه وبلاگهاتون رو مطالعه کردم و از اونا اين دستگيرم شد که شما به برخي مسائل و مشکلات و مسائل اعتراض دارين (مثل خود بنده) ولي اين دليل نميشه که همه چيو سياه ببينيم و همه رو به يه چوب برونيم(!)
    اين که مسائل رو در هم خلط کنيم کاري از پيش نميره. اگه روي بحث شما مشکلات و کاستي هاي جامعه است که اين مورد توسط من و شما (ملت) قراره حل بشه پس نيازي به سياسي کردن و سياست بازي و غرق شدن در عالم سياست نيست. اونم سياستي که متاسفانه مشخص کننده زمين بازي و قواعد بازي اون خودي نيست (به عبارت ساده تر بگم: خير ما رو نميخواد)
    بهترين راه حل اين مسئله که خودتان هم چندين بار به اونا در نوشته هاي قبلي وبلاگ هاتون اشاره کردين (ولي حالا دارين برخلافش عمل ميکنين)
    اينه : ترک تعصب بي منطق
    آقا سيد عزيز نذاريم اين تعصب آفت دين و دنيامون بشه.
    موفق و مويد باشيد.
    + sam_253 
    سلام با عرض ادب!
    ابتدا اينکه بنده خودم رو آدم مهمي فرض نمي کنم چون در غير اينصورت وقت نمي گذاشتم تا با شما چند کلمه صحبت کنم.
    و اما اينکه از شنيدن اين جمله شما "... آيا دشمنان تا بحال توانسته بودند ملت ما را به دو قسم تقسيم كنند .." به نتيجه رسيدم که جنابعالي هم متعقد به نظريه "توهم توطئه" مي باشيد و متاسفانه از روي عمد يا سهو رد پاي دشمن غضب کرده را در حوادث اخير به کلي انکار ميکنيد. بنده نيز معتقد هستم نبايد براي بهانه جويي همه تقصيرات رو به گردن دشمن انداخت ولي..
    ولي اين قضيه اخير فرق ميکنه.توهم توطئه اي در کار نيست کساني که از سه سال قبل براي هدايت انتخابات به اين حواشي طرح ريزي مي کردند حالا دارن با زبان خودشون اعتراف ميکنن. مگر اينکه شما اعتقادي به دشمن بودن آنها نداشته باشين که دارين اينطور به صراحت اونارو تبرئه ميکنيد.
    اما در مورد بخش ديگر فرمايشتان بايد بگم که همانطور که ميدانيد طي 30 سال 30 انتخابات در ايران برگزار شده (نه مثل افغانستان 3-4 تا) و طي اين سالها طبق قانون(!!) بعد از هر انتخاباتي هرکسي شکايتي ادعايي داشته باشه ميتونه با ارائه مدرک(!!!!!) حق خود را مطالبه نمايد.(هماگونه که طي اين 30سال نيز عملي شده است) شما بفرمائيد اين 35 درصد ادعايي شما چه مطالبه قانوني داشتن که پاسخ داده نشده؟ (البته حتما ميدانيد که حساب اعتراض از آشوب(!!) خياباني جداست) ضمنا فريب خورده بودن يا نبودن رو به صراحت ميشه از اون حوادث تلخ 29 خرداد تشخيص داد.(البته اگر تفاوتي بين اعتراض و آشوب قائل باشيد)
    بفرمائيد که از اين دو نامزد مورد اعتماد يقين جنابعالي کداميک مدارکي دال بر ادعاي خود ارائه نمودند که به اعتراض آنها پاسخي داده نشد؟
    اجازه بدهيد بنده براي شما بيان کنم که چه کسي باعث شد تا عده اي به نتايج و سرعت و.. مشکوک شوند:
    همان کسي که ساعت 11 شب انتخابات با شبکه هاي خارجي مصاحبه کرده و خود را رئيس جمهور ايران معرفي کرده بود. سرعت شمارش هرچه باشد به گرد سرعت ايشان نميرسد. همان کسي که بدون ارائه حتي يک برگ سند با ادعاي خود آبروي کشور را به سخره گرفت و به جاي طي نمودن مسير قانوني اعتراض از هوادارن خود جهت آشوب در خيابان ها و تعرض به آبرو و امنيت... کشور دعوت نمود. همان شخصي که بيانه هاي پشت سر هم او با ادبيات بيانيه هاي گروهک هاي منافقين و سلطنت طلب مو نميزند و شبهه همراهي اين گروه ها (که شما دوست نداريد آنها را دشمن بخوانيد) را در ذهن تداعي ميکرد. همان کساني که سردمداران ظلم و جنايت تاريخ بشري به صراحت و با ذکر نام(!!) از آنها حمايت کرده و ميکنند و ...
    مهم نيست که بنده که هستم يا چه کاره مهم اين است که از خداوند متعال بخواهيم که غرض ورزي را از افکار و انديشه ما زدوده و به ما ديده اي واقع بين عطا فرمايد. با آرزوي سعادت و بهروزي.
    + sam_253 
    آقا سيد سلام!
    در پاسخ خود به موردي اشاره نموده بوديد که بنده مجبور به تصدي دوباره اوقات شريف شدم.
    "...حتي افغانستان نيز در مورد مشابه روش بهتري از ما اتخاذ كرد..."
    بايد عرض کنم که با وجود اينکه شباهتي هايي با انتخابات ايران آنهم به دليل نزديکي فرهنگ و سنت و... دوکشور ارتباط دارد ولي تفاوت هاي فاحشي هم بين آن دو قابل بيان است.
    آيا در انتخابات افغانستان سراغ داريد که يکي از نامزد ها قبل از اتمام زمان قانوني اخذ راي طي مصاحبه مطبوعاتي خود را پيروز انتخابات معرفي کند؟
    آيا شما در انتخابات افغانستان سراغ داريد نامزدي را که پس از انتخابات به جاي حرکت در چارچوب قانون و اعلام اعتراض خود در راستاي قانون به زورآزمايي(!!) خياباني روي آورد؟ در افغانستان حتي رقيب رئيس جمهور منتخب اعتراض خود را در چارچوب قانون مطرح کرد و نهايتا با فراهم نديدن شرايط قانونا انصراف دادن حال آنکه در ايران نامزدها نه تنها اعتراض خود را به مراجع قانوني ارائه نکردن بلکه با رفتار خود در راستاي سلب امنيت ملي کشور حرکت نمودند. و طمع شيرين مشارکت 80 درصدي مردم را در کام ملت تلخ گردانيدند. در افغانستان چنين موردي را سراغ داريد؟
    آيا در مورد انتخابات افغانستان سراغ داريد که کشور هاي بيگانه از چند سال گذشته در حال طراحي پروژه هايي براي انتخابات بوده باشند يا در ايام انتخابات با صراحت از جريان ناآرامي ها حمايت کنند؟
    آيا واقعا شما هم انقلاب مخملين را توهم مي دانيد؟! پس در آن صورت اين افشاگري هايي که هر از چند گاهي توسط خود موسسات به اصطلاح صلح غربي(بنياد سوروس و ...) انجام مي پذيرد چه توجيهي دارد؟
    آيا براي افغانستان هم به طور سالانه مبالغ هنگفي براي براندازي و مبارزه نرم در سناي آمريکا تخصيص مي يابد يا اينکه برخلاف ايران مسئولين مورد حمايت آمريکا بر سر کار مي آيد؟
    حتما ميدانيد که در افغانستان حدود 30 نامزد در انتخابات حضور داشتند! آيا در افغانستان هم سراغ داريد که سه چهارم نامزد ها با وجود اختلاف هاي فراوان حزبي و تفکراتي و ... بر سر يک آرمان مشترک يا بهتر بگويم يک منفعت مشترک با هم دست اتحاد بفشارند؟ اتحادي که هزينه آن تفرقه و سلب اعتماد مردم باشد؟
    و چندين مورد ديگر. آيا بازهم به مشابه بودن شرايط اعتقادي داريد؟
    ضمنا ياد آور شوم که اگه قرار بر اين باشد به اصطلاح "سر کسي را با پنبه ببرند" پس قرار هم بر اين نخواهد بود که خوني از دماغ کسي جاري شود. در مورد افغانستان هم گذر زمان برخي حقايق تلخ را آشکار خواهد کرد. (و همچنين در مورد ايران). به انتظار آن روز باشيم...
    با آرزوي موفقيت و شادکامي

    پاسخ

    با سلام و عرض ارادت اينكه سه تا نامزد باهم بر عليه يكي ديگر متحد شوند آنهم سه نفري كه لااقل در دلسوزي و صداقت دونفر از آنها شكي نيست ما را بر آن مي دارد تا كمي تامل كنيم كه چرا با وجود اختلاف سليقه با هم متحدند شايد واقعا احساس خطري وجود دارد كه آ باعث شده در شرايط فعلي اختلافات جزئي كنار گذاشته شود .عيب كار ما اين است كه هيچ وقت احتمال نمي دهيم كه شايد موردي باشد كه ما كارمان درست نباشد بلكه اصرار داريم تا نادرستي كار بقيه را به هر نحوي اثبات كنيم.بدبختي ما اين است كه زيادي خودمان را مهم مي دانيم و هر نقصي كه داريم به پاي دشمنان مي ريزيم ولي انصافا آيا دشمنان تا بحال توانسته بودند ملت ما را به دو قسم تقسيم كنند ؟ ولي ما خودمان اين كار را كرديم .آيا قبول نداريدكه اين مشاركت 85 درصدي حداقل 35 درصدش مربوط به مردمي است كه به اعتراضاتشان پاسخي داده نشد و آنها را فريب خورده بيگانگان ناميديم آيا ديگر در انتخابات بعدي نيازي به حضور 85 درصدي نداريم؟آيا ملت با اين عملكرد صداوسيما قانع شده اند و در انتخابات بعدي با اين شوروحال حضور خواهند داشت؟من ديگر دوست ندارم بيان كنم كه چه عواملي باعث شد تا عده اي به نتايج انتخابات و سرعت شمارش آن و نتيجه آن مشكوك شوند ولي اميدوارم آنهايي كه ادعا مي كنند خدمتگزار مردمند كاري كنند كه مردم قانع شوند و به نام دلسوزي و مردمي بودن كاري نكند كه نيمي از مردم در انتخابات بعدي كنار بكشند.بيش از اين مزاحم اوقات شريفتان نمي شوم هرچند كه نمي دانم كي هستيد و چه كاره ايدو اصلا آيا همينها را هم بايد بهتون مي گفتم يا نه؟والسلام علي من التبع الهدي در پناه حق - يا علي
    + SAM_253 
    سلامي دوباره
    همانطوري که خودتان نيز اشاره نموده ايد بايد براي حفظ اتحاد بايد هزينه هايي پرداخت کرد و اين همان پاسخ پرسشي است که از کاربر "محبوبه" مطرح کردين (شايدهم شبهه اي که امروز ورد زبان برخي افراد مسئله دار شده که مطمئنا(!!) سعادت من و شما را نمي خواهند)
    آيا معتقد هستين که چون مولي متقيان به خاطر مصالح اسلام و مسلمين 25 سال خانه نشين شدن بقيه هم بايد سکوت ميکردند. پس در اين صورت چه کسي بايد صداي مظلوميت امير المومنين را به گوش تاريخ مي رساند. با اين حساب چرا اميرالمومنين(ع) از فعاليت هاي افشاگرانه سلمان و ابوذر و ميثم و ... ممانعت نکردند؟
    اين يک طرف قضيه ولي از طرف ديگر هميشه نمي توان براي حفظ اتحاد و اعتماد(!) نسخه واحدي پيچيد. با مطالعه دوران 5 ساله خلافت حضرت امير حتما به اين مورد برخورد کردين که ايشان در مواجه با يکي از کارگزاران که مرتکب خلافي شده بودند و از اعتماد آن حضرت سوء استفاده نموده بودند به جاي اغماض دستور فرمودند که او را به همه اهل بازار معرفي کنند.
    به نظرتان اين چه تفاوتي با حالت قبل داشت؟
    آياغير از اينکه در اين مورد چشم پوشي از خطاي اين کارگزار که منتسب به حکومت بودند خود عامل سلب اعتماد مردم از حکومت است؟
    ضمنا بنده نتونستم پاسخ پرسش اول و دوم رو تو جواب شما پيدا کنم!
    موفق و مويد باشيد.
    پاسخ

    با سلام و عرض ارادت بنده هم اعتقاد ندارم كه همواره بخاطر حفظ وحدت از حقوق خود چشم پوشي كنيم ولي معتقدم كه حتي افغانستان نيز در مورد مشابه روش بهتري از ما اتخاذ كرد و بدون اينكه خواني از دماغ كسي بريزد مساله را بررسي كرد من فقط تعجبم از اين است وقتي در برابر مشكلات ناچيز سياست ما حتي از افغانستان هم ضعيفتر است چگونه داعيه مديريت جهان را داريم؟بنده قبول دارم كه اسلام قادر است جهان را مديريت كند ولي متاسفانه صرف ادعاي مسلماني نمي تواند مشكل گشا باشد و ما بهتر است اين مديريت را از كشور يا حتي شهر يا خانواده خود و يا حتي شخص خود شروع كنيم و نمود اين مديريت خودبه خود براي بقيه به وضوح ديده شود مشك آن است كه ببويد نه آنكه عطار بگويد.برايتان آرزوي سلامتي و بهروزي دارم در پناه حق - يا علي
    + SAM_253 
    سلام آقا سيد!
    اولا اينکه کم لطفي کردين و فرمودين: "باشکوهترين نماز جمعه تاريخ تهران" شايد اگه کمي دقت کنين نمازجمعه 29 خرداد رو به خاطر مي يارين( وچندين مورد ديگه)
    ثانيا نکنه شما هم در اون آشفته بازار تبليغاتي باورتون شده که به شخص هاشمي توهين شده؟ اگه فيلم مناظره رو دوباره با دقت(!) مشاهده کنين متوجه ميشين که بازخواست ها از فرزندان(!) آقاي هاشي بود نه خودشون
    ثالثا فرمودين که چرا رهبري ايشون رو در مناصب مهمي پذيرفتن
    اگه وقت کردين تاريخ دهه اول انقلاب رو مطالعه اي کنين
    امام در سالهاي اخر عمرشان در نامه معروف عزل قائم مقام رهبري آوردن که " ...
    و الله قسم، من از ابتدا با انتخاب شما مخالف بودم... ، ...و الله قسم، من با نخست‌وزيري بازرگان مخالف بودم ولي او را هم آدم خوبي مي‌دانستم. و الله قسم، من راي به رياست جمهوري بني‌صدر ندادم و در تمام موارد نظر دوستان را پذيرفتم..." منبع:صحيفه نور
    سيد عزيز حتما توي روايات خوندين که پيامبر طلحه و زبير را چي خطاب فرموده بودند ولي عاقبت اونا چي شد؟...
    رابعا از حق بقيه افراد کشور و بي حجاب و ... سخن به ميان آوردين. بايد بگم که کسي حق اونا رو نفي نکرده بلکه نفس برگزاري انتخابات به رسميت شناختن حقوق ملت(!) است ولي توقع نداشته باشين که اکثريت حقوق خود را دودستي تقديم اقليت کنن (اصل اساسي مردم سالاري که شاه بيت جريان فکري شماست)
    دعا کنيم که خداوند توفيق دهد تا بدون تعصب به مسائل بنگريم
    پاسخ

    با سلام با فرض اينكه تمام فرمايشات شما صحيح باشد كه ان شاا... هست براي حفظ اتحاد و جلب اعتماد مردم هر هزينه اي پرداخت كنيم باز كم است چون تمام سرمايه ما همين مردم هستند و اتحاد آنها .و اگر امام علي(ع)25سال خانه نشيني اختيار كردند فقط براي حفظ اتحاد بود گرچه امام علي كجا و رئيس جمهور كجا!اين انتخابات آخرين نيست و نياز ما به حضور مردم نيز هم!برايتان آرزوي سلامتي و شادكامي دارميا علي
    + اسلامي 

    ببخشيد از اينكه به شما خبر تكراري دادم، قصد من از اينها اين بود كه بعد گفته نشود كه اينها كجاست؟ مثلا من نگويم مطلب را رهبر معظم انقلاب كي و كجا گفته اند! و فكر نمي كنم براي آنكه شما نگوييد چرا بدون رنج اينها را گيرآورده ايد بايد مي رفتم صداي وزير امور خارجه انگليس و سخنگوي وزارت امورخارجه ي امريكا را ضبط مي كردم و به شما ميدادم. مطمئنا منظور شما هم اين نيست!

    بعد اينكه با توجه به اين جمله شما كه (اين عبارات را در سايت گوگل يا هر سايت جستجوگر ديگر كه دوست داري جستجو كن) پس اين جملات راست است. و فكر نمي كنم نظر شما اين باشد كه يك هو چند نفر به صورت تصادفي اين نظر (بحران اعتماد) را مي دهند!؟

    پاسخ

    با سلام اين جمله مربوط به پايان رياست جمهوري آقاي هاشمي بود كه از سيماي جمهوري اسلامي پخش شد
    + اسلامي 

    با سلام

    ببخشيد در جواب به جواب شما در حمايت از آقاي هاشمي (همشهري بنده كه مطمئننا در موارد اقتصادي بيشتر شما در جريان هستم) در جوابي كه به يكي از افراد داديد مي گويم.

    1 . رهبر كجا گفتند هيچ كس برا ي من هاشمي نمي شود؟ لطفا منبع

    2. گيرم فرمودند، با عرض معذرت يعني شما واقعا اينقدر را درك نمي كنيد كه قصد رهير از بعضي حرف ها و دفاع ها چيست؟؟ انشاالله منبع حرفتان را كه دقيق گفتيد من بقيه سخنان رهبري را در توضيح به شما خواهم گفت.

    3. نمازجمعه پرشكوهي راهم كه افراد در آن با كفش نماز خواندند را هم ديديم (نگوييد به ما چه كه شكوه اين نماز جمعه به همين ها بود و خطبه هاي خطيب مورد علاقه ي شما). و حالا در مورد سخنان خطيب محترم:

    تعريف بحران:

    جناب آقاي هاشمي رفسنجاني بحران كنوني كشور را "بحران اعتماد" دانسته و معتقد است: "اين انتخابات اگر مشكلاتي در آن پيش نمي‌آمد، ما در 30 سالگي انقلاب بهترين گام را در جهت تحقق جمهوري اسلامي برمي‌داشتيم… اعتمادي كه مردم را با آن وسعت وارد ميدان كرد، امروز قدري مخدوش شده است. ما اين اعتماد را برگردانيم و اين بايد هدف مقدس ما باشد."(1)

    آقاي هاشمي رفسنجاني در ادامه اظهار داشت: "شما من را مي‌شناسيد و مي‌دانيد كه هيچ‌وقت از اين تريبون نخواستم جناحي استفاده كنم و هميشه فراجناحي حرف مي‌زنم، اكنون هم همين‌طور مي‌گويم و من، نظر به هيچ طرفي ندارم، اما نظرم اين است كه همه‌ ما بايد فكر كنيم و راهي پيدا كنيم كه متحد كشورمان را به پيش ببريم و از آثار بد و خطرناك كينه‌هايي كه بروز پيدا مي‌كند، نجات پيدا كنيم و هم دشمنان‌مان را مأيوس كنيم كه چشم طمع به ما نبندند."(2)

    در رابطه با مسئله شناسي جناب آقاي هاشمي رفسنجاني و اينكه وي مسئله اصلي كشور را "بحران اعتماد" دانسته و در عين حال نيز مدعي است كه موضع خود را "فراجناحي" و براي "مأيوس كردن و بستن چشم طمع دشمنان" تنظيم كرده است، به مقايسه موضع آقاي هاشمي رفسنجاني با موضع مجمع روحانيون مبارز و مواضع وزير امور خارجه انگليس و سخنگوي وزارت امور خارجه امريكا پرداخته تا دريابيم آقاي هاشمي رفسنجاني به ادعاي "فراجناحي" بودن و "مأيوس كردن دشمن" تا چه ميزان پايبند است:

    1. مجمع روحانيون مبارز نيز مانند آقاي هاشمي رفسنجاني بحران كنوني كشور را "بحران اعتماد" مي داند. اين تشكل سياسي در تاريخ 8/4/88 با صدور اطلاعيه اي اعلام كرد: "انتخاباتي که مي‌توانست در آغاز دهه چهارم پيروزي انقلاب نشان دهد که پايه‌هاي مردم‌سالاري سازگار با دين در آن مستحکم‌تر و استوارتر شده است... افسوس که اين فرصت از دست رفت و امروز اعتماد عمومي که مهم‌ترين سرمايه کشور و انقلاب است، لطمه ديده است و انبوهي از مردمان که به‌حق حرف و انتقادي دارند، از آن‌چه اعلام شده، قانع نيستند."(3)

    تصديق مي فرماييد كه موضع مجمع روحانيون مبارز به‌عنوان يك تشكل تابلودار جناحي از چنان تطابق دقيق شكلي و محتوايي با مواضع آقاي هاشمي رفسنجاني برخوردار است كه گويي جناب آقاي هاشمي به‌عنوان يكي از اعضاء مجمع روحانيون، خطبه هاي نمازجمعه تهران را ايراد مي كرد.

    2. ديويد ميليبند، وزير امور خارجه انگليس نيز پيش از آنكه جناب آقاي هاشمي رفسنجاني مسئله اصلي ايران را بحران اعتماد بداند، در تاريخ 4/4/88 اعلام كرده بود: "بين حكومت ايران و مردم آن «بحران اعتماد» وجود دارد و مردم ايران به دليل بحران ناشى از انتخابات كه نتايج آن اعلام شده است، در خيابان ها هستند."(4)

    3. درست چند ساعت پس از آنكه آقاي هاشمي رفسنجاني در خطبه هاي نماز جمعه تهران مسئله اصلي ايران را "بحران اعتماد" خواند، رابرت وود، سخنگوي وزارت امور خارجه امريكا، نيز در کنفرانس خبري روز جمعه 26 تير 88 در واشنگتن، موضوع مواجه بودن دولت ايران با "بحران اعتماد" را مطرح کرد. اين مقام وزارت امور خارجه امريكا گفت که بسياري از مردم در ايران از وضعيت جاري راضي نيستند و به دولت ايران پيشنهاد کرد که واقعيت ها را درک کند."(5)

    منابع

    (1) http://www.isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1371654&Lang=P
    (2) http://www.isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1371654&Lang=P
    (3) http://www.alarabiya.net/articles/2009/06/30/77474.html
    (4)http://www.radiofarda.com/content/f4_Britain_crisis_credibility_Iran/1762769.html
    (5) http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2009/07/090717_wkf-state-iran-wood.shtml

    پاسخ

    ما همواره عادت داريم كه غذا را آماده و جويده در دهانمان بگذارند دوست عزيز براي بدست آوردن علم بايد خودت تلاش كني اين عبارات را در سايت گوگل يا هر سايت جستجوگر ديگر كه دوست داري جستجو كن.اصلا نه فقط براي اين موارد بلكه همواره براي جستجوي حقيقت بايد جستجو كني كه جوينده يابنده است و نابرده رنج گنج ميسر نمي شودهاشمي ذخيره اي است براي انقلاب هاشمي زنده است چون انقلاب زنده است هيچ كس براي من هاشمي نمي شود و...همچنين دکتر احمدي‌نژاد در يک گفتگوي اختصاصي با روزنامه «ايران» گفته بود: «آيت‌الله رفسنجاني -رئيس‌جمهور وقت ايران- هميشه و در همه ابعاد در صحنه‌ها و شرايط دشوار انقلاب اسلامي، از عناصر تعيين‌کننده است و نام هاشمي در تاريخ پرافتخار انقلاب اسلامي با درخشندگي و به نيکي ثبت خواهد شد.»عيد مبعث بر شما مبارك يا محمد ياعلي و يا حسين......

    سلام

    سيد جان

    در پاسخ نظرت در وبلاگم بايد بگويم كه

    آدمي كه دم از آزادي بيان ميزند نبايد به ديگران تهمت بزند.

    كروبي سيصد ميليون را كه گرفت بعدش قرار بود چه كند براي جزايري؟

    آيا براي آنكه با امثال من مخالفت كني بايد از كروبي و كرباسچي و . . . دفاع كني؟ مسئله سيصد ميليون را دادگاه جمهوري اسلامي تاييد كرده اما اتهامات شما به دكتر را شبكه بي بي سي!

    سيد با عرض احترام بايد بگويم شما روي عقيده خود تعصب لجاج گونه ميورزيد.

    بنده خدا، آزادي يعني اينكه بنده بتوانم براي كانديداي محبوب خودم تبليغ كنم بي آنكه كسي ناسزايم بدهد. آزادي يعني اينكه وقتي داردم عكس دكتر را به دبوار ميچشبانم ناسزاي ناموسي نشنوم.

    شمال شهر تهران را اگر بودي و اواخر تبليغات ميديدي . . . اين را به پاي امثال تو نمينويسم اما دختر و پسر وسط خيابان توانير پارتي برگزار كرده بودند با رقص و آواز و . .. با عرضه شرمندگي بوسه. ما اينها را ديديم كه برآشفتيم. اينها خبرهايي است كه به گوش مسلماناني چون تو نميرسانند. از عقيده ات دفاع كن اما توجهنما كه حرف امثال فائزه و حجاريان را كه به هيچ چيز معتقد نيستند؛ تكرار نكني. نگاهي به طيف ياران موسوي بينداز.

    سيد! صرف هزينه بيت المال براي تبليغات به نفع دكتر آيا مصداقي هم دارد يا صرفا در حد يك ادعاست؟ راستينديدي دانشگاه آزاد چقدر براي موسوي خرج كرد؟ پول دانشجويان آنجا بيت المال نيست؟

    برادر مسلمانت علي

    يا علي

    پاسخ

    با سلام و ادب بنده منظورم از دروغ و ريا فقط يك شخص نيست بلكه همه ما بايد مراقب اين امر باشيم ولي سوالي كه از شما برادر مسلمانم دارم1- هزينه تبليغات كانديداي مورد نظر شما از كجا بود نمي خواهم بشنوم كه مردم اين پول را خرج كردند كه در اين صورت آقاي هاشمي هم از مردم بودند كه براي مهندس موسوي تبليغات كردند.2-آيا اتهام به كسي همانند آقاي هاشمي كه بيش از 50 سال رفاقت با رهبر انقلاب از طرف وي در مناصب مهمي چون مجمع تشخيص قرار گرفته اند موضع رهبري را تضعيف نمي كند؟يعني رهبر ايشان را به اندازه من و شما يا به اندازه كانديداي شما نمي شناسد؟3- چرا شخصي چون پاليزدار وقتي اتهامي به اشخاصي در جمع 200 نفري دانشجويان مي زند 10 سال به حبس محكوم مي شود ولي وقتي اين اتهامات از طرف كانديدايي در رسانه عمومي 70 ميليوني مطرح مي گردد ايشان به عنوان قهرمان معرفي مي گردند آيا اين يعني اينكه همه در برابر قانون مساويند!!4-آيا كشور فقط متعلق به من و شما قشر مسلمان و نمازخوان است و همان افراد بي حجاب و... سهمي ندارند و ما مي توانيم بجاي آنها تصميم بگيريم؟5- آيا ميزان راي ملت است يا اينكه ميزان راي مومنان و نمازگزاران است؟آيا اين روش خوبي براي صدور انقلاب و جذب افرادي كه در اعتقاداتشان ضعيف هستند مي باشد.بقيه مطلب را چون بيشتر از حد نصاب بود تحت عنوان يك پست جديد در وبلاگ گذاشته ام يا علي و يا حسين
    + اسلامي 

    شما مصداق آيه ي وجعلنا من بين ايديهم سداو من خلفهم سدا فاخشيناهم فهم لا يبصرون هستيد.

    اين را باور كنيد و خود را نجات دهيد وگرنه قيامت ديگر دير است.

    قرآن برسر نيزه را درست نشناختيد.

    اين تقصير است و عذري نداريد نه قصور.

    پاسخ

    با سلام بعيد نيست که من نيز در مورد شما چنين ديدگاهي داشته باشم ولي خيالتان راحت شما بار گناهان مرا بر دوش نخواهيد کشيدو لا تزر وازره وزر اخري هيچکس بار گناه ديگري را بر دوش نخواهد کشيد.برايتان آرزوي بهروزي دارم يا علي
    + محمد 
    هميشه در رسيدن به هدف سختيهايي وجود دارد

    چند شعار كمجون كه هاشمي حمايتت ميكينم داده شد بعد خيل عظيم جمعيت گفتد خوني كه در رگ ماست هديه به رهبر ماست اينهمه سانسور خبري چرا آقاي عزيز اه

    البته شكوه اين نماز جمعه با نماز جمعه چند هفته پيش آقاي خامنه اي قابل قياس نبود شما حقيقت رو بگيد و دروغ نگيد بقيش دست خداست دروغهاي شما جز اينكه بر گناههاي شما اضافه كنه هيچ خير ي نداره تازه نكته ي ديگه اي كه هست يه عده اي براي حمايت از رهبري رفته بودن كه تعدادشون تو شعارها مشخص بود

    پاسخ

    با سلام متاسفانه شما طوري نوشته ايد مثل اينکه خداي ناکرده آقاي هاشمي و مقام رهبري در مقابل هم هستند در حاليکه خود بايد بهتر بدانيد که رهبر فرموده اند هيچکس براي من هاشمي نمي شود اين دو بيش از پنجاه سال است که با هم دوست همرزم و همسنگر هستند نکندشما اتهاماتي که به آقاي هاشمي زده مي شود را باور کرده ايد! در اين صورت رهبر هرگز اجازه نمي دادند که ايشان در راس بزرگترين رده هاي نظام قرار گيرند مطمئنا ايشان همديگر را خيلي بهتر از من و شما مي شناسند